تبليغاتX
گلهای صحرایی

گلهای صحرایی

خاطرات زندگی

 

سلام.میخوام امروز براتون شعر گونه ای رو که خودم درباره عوالم دنیای مجازی اینترنت گفتم تو وبلاگم بزارم.

امیدوارم خوشتون بیاد:

 

 

آدمای این روزگار Messenger و   خوب بلدن

 

PMمیدن  Offمیزارن      Laptopو Pcمیخرن

 

وقتی که Sign Inمیکنن Offها رو از دست نمیدن

 

به چند تایی Replyو    مابقی رو Ignoreمیکنن

 

تو    Profileعاشقا        Details دیدنی تره

 

Invisible To Everyone لذت بیشتر میبرن

 

موقع  Joinشدن تو Roomمیرن توی Category

 

بیا ببین اتاقا رو Voice Chatو   Asiaبیشترن

 

این روزا هر کی تویChatچند تایی  IDمیسازه

 

یک سری هم هکر شدن     IPرو در جا  میزنن

 

تو Virtualدنیای   Webیه عالمه خوب و بده

 

مردهایی هستن تویRoomپی ام بدی میگن زنن

 

ISPهای جورواجور کارتهای بی حد و حساب

 

یک سری    ADSLو باقی Dial-Upمیخرن

 

منم تو این دنیای  Webچند  سالی پرسه میزنم

 

دوستایی داشتم تویList   الآن ازم بی خبرن

 

تو لیستAddهای شهاب     تنها یهIDباقیه

 

گلی که تو دنیای   Webهمه  براش دربدرن

 

از بین گلهای  بهار تو    باغ  و گلزار زمین

 

این  گلهای  اردیبهشت   از  همه   دلرباترن

 

شهاب- سوم اردیبهشت ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 8:21  توسط شهاب  | 

 حضور هیچکس در زندگی ما اتفاقی نیست.خداوند در هر حضوری رازی نهان کرده برای کمال ما.

خوش آن روزی که در یابیم راز این حضور را.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:20  توسط شهاب  | 

سلام.خیلی وقته وبلاگم رو آپ نکردم.راستش دلیلش این بود که اوایل سال بود و کارهای زیادی داشتم که مجبور بودم به اونا برسم.خوشحالم که در این مدت دوستان با حضور خودشون و گذاشتن کامنت به من محبت داشتن.

ماه اردیبهشت یکی از زیبا ترین ماههای سال بشمار میاد.امیدوارم توی این ماه بهترین خاطرات براتون باقی بمونه.من هم سعی میکنم با خانواده روزهای تعطیل رو توی طبیعت باشم تا بیشتر از مواهب طبیعت زیبای بهاری استفاده کنیم.به شما هم توصیه میکنم لذت طبیعت رو تو ماه اردیبهشت از دست ندید.

ارادتمند شما شهاب

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:27  توسط شهاب  | 

سلام.از همه دوستانی که تو این مدت با نظرات زیبای خود باعث تسلی خاطرم شدند صمیمانه تشکر می کنم.امیدوارم بتونم لایق محبتهای شما باشم.دیگه به ساعات آخر سال ۸۶ رسیدیم.مناسب دونستم تو آخرین پست سال ۸۶ فرازهایی از مناجات پیر هرات رو بنویسم.برای همه سال خوب و پر برکتی رو آرزو دارم.

الهی از فضل تو همین چشم داریم و از لطف تو همین گوش داریم بیامرز ما را که بس آلوده ایم بکرد خویش بس درمانده ایم بوقت خویش بس مغروریم به پندار خویش بس محبوبیم در سزای خویش دست گیر ما را به فضل خویش باز خوان ما را بکرم خویش ـ بارده ما را به احسان خویش.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 11:27  توسط شهاب  | 

آسمان می بارد

بوی غم می آید

پیکری سرد و نحیف روی دستان غریب

دگر از برف بدم می آید

آسمان می بارد

مادرم ای گل من تو ز پیمان شکنی هیچ نمی دانستی

رفتی در گوشه ای از بی کسی و تنهایی؟

جایگاهی در باد؟

دگر از خاک بدم می آید

مرغ خوش نغمه ببخشم اگرت بد بودم

از زمستان به خدا بیزارم

گله دارم مادر

هستی ام سوخت ز هجران تو ای یار قدیم

دگر از خویش بدم می آید

نرمی پلک قشنگت زیر انگشتانم

قامت کوچک تو  سردی تیره خاک غربت تلخ وداع

باغبان گل حسرت

عطر ارکیده ز باغ بدنت می آید

گل گلزار غریب

آسمان می بارد

دگر از سنگ بدم می آید

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 10:59  توسط شهاب  | 

روز پنج شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ در هنگام اذان مغرب مادر عزیزم همچون پرنده ای سبکبال به سوی معبود پرواز کرد.

مادر عزیزم:

بی تو گلشن چو زندونه به چشمم       گلستون  آذرستونه  به چشمم

بی  تو   آرام    و عمر  و   زندگانیم        همه خواب پریشونه به چشمم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 8:12  توسط شهاب  | 

برادر عزیزم همیشه دنبال فرصتی بودم که بخاطر تمام خوبیهایی که به من کردی ازت تشکر کنم.الآن موقعیت رو مناسب دیدم که یه جوری بهت بگم که خیلی بابت کمکها و خوبیهایی که به من کردی ازت ممنونم.از وقتی به یاد دارم پشتیبانم بودی و تو همه مراحل حمایتم کردی.دستت خالی بود ولی به روی خودت نیاوردی واز هیچ کمکی به من دریغ نکردی.هیچوقت نتونستم توی چشمات نگاه کنم و بگم چقدر دوستت دارم.حدود ۸ سال از من کوچکتری ولی همیشه در حق من بزرگی کردی.من شرمنده ام که تا بحال نتونستم حق برادری رو در مورد تو ادا کنم.دعا میکنم که کسب و کارت پر رونق بشه .سعی میکنم از این به بعد قدر وجود نازنینت رو بیشتر بدونم.دو بیتی فایز رو به یادت زیر لب زمزمه میکنم:

برادر پشت برادر زاده ام پشت

درخت بی برادر کی کند رشد

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 16:14  توسط شهاب  | 

سلام دوستان و عزیزانی که مثل همیشه با تاخیر تو نوشتن شرمنده شما هستم.راستش رو بخواهید بدونید برام اتفاق مهمی افتاده بود.روز پنج شنبه عصر تو جاده در حال رانندگی بودم و برف شدیدی هم میومد.بخاطر لغزندگی بیش از حد چند ماشین با هم تصادف کرده بودند.من هم در نزدیکی محل تصادف کنترل ماشینم از دستم خارج شد و  با یک پراید تصادف کردم.در این حین از ماشینم پیاده شدم تا وضع موجود رو ببینم که ناگهان یک پژو  با سرعت به من برخورد کرد که در اثر ضربه وارده به کنار جاده پرت شدم و از ناحیه زانو و شانه چپ دچار آسیب دیدگی شدم.همین ماشین پس از برخورد به من با ماشینم تصادف کرد که خسارت زیادی برام به همراه داشت.زنده موندن من بعد از این حادثه چیزی شبیه معجزه بود چون امروز که با برادرم ماشینم رو از پارکینگ گرفتیم نگاهی هم به پژویی کردم که بهم زده بود.قسمت جلو پژو داغون شده بود.

والله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 22:28  توسط شهاب  | 

حدود ۲۰ سال قبل قطعه شعری رو تو یک کتاب خوندم.خیلی قشنگ بود.دوست دارم با نوشتن این شعر از شما بخوام اگر کسی میدونه این شعر از چه کسی هست من رو راهنمایی کنه.ممنون میشم.

دارم از دست تو شب تا صبح  ای عالی جناب

ناله همدم باده خون مطرب فغان راحت عذاب

روز بر من چار چیز از عشق   می بارد هجوم

صبح محنت ظهر ماتم عصر غم شام اضطراب

چار چیز  از چار   عضوم  برده ای   با یک نگاه

صبرم از دل هوشم از سر جان ز تن از دیده آب

عشقم اندر بحر غم افکند   ای یاران کجاست

ناخدا دل  آب خون  کشتی نفس  لنگر حباب

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 16:11  توسط شهاب  | 

تا بحال به این موضوع فکر کردید که اگر بنا به دلایلی فرزند دار نمی شدید چه حالی داشتید؟هیچ میدونید این لطف خداوند یعنی قابلیت فرزند دار شدن چه نعمتیه که خیلی از ما مردم قدرش رو نمیدونیم؟تا بحال خودتون رو جای کسی تصور کردید که در حسرت داشتن یک بچه روز و شب رو سپری میکنه؟خدایا قربون حکمتت.قربون ذات مقدست.قربون بنده نوازیت.به درگاهت دعا میکنم به حق بغض گلوی مادران و پدران چشم انتظار که هیچ پدر و مادری از داشتن این نعمت محروم نباشه. آمین یا رب العالمین.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 21:41  توسط شهاب  |