خدای مهربون امیدوارم همه بیمارها رو شفا بده.یه مادر مهربون دارم که چند وقته به بیماری آلزایمر مبتلاست.چند وقت پیش به یادش یه شعر گونه ای گفتم که دوست دارم اینجا بنویسم.بازم بیایید برای شفای عاجل همه بیمارها دعا کنیم.
ای مادر غمگین چه کنم چاره به حالت فرزند فدای رمق و حال خرابت
گویی تو سخن لیک نگویی ز درونت کز درد گران گشت بدینگونه کلامت
چندیست طعامی ندهد مزه به کامم زان روز که شد خون جگر قوت و طعامت
دیگر نروی روضه همسایه عزیزم؟ ای مظهر آسودگی و رنج و نجابت
برخیز گشا عقده دل ای گل خوشبو برگیر ز نو رایحه عطر و طراوت
برگو که چرا باغچه ات خشک و خزان شد؟ از برگ خزان زرد شده حوض حیاطت
چادر به سرت کن بنشین بر در خانه تا بوسه زنم از دل و جان بر سر و پایت
بغضم بفشارد به گلو مادر خوبم ای من به فدای بدن خرد و هلاکت
خوب است نداری خبر از داغ برادر غمخوار تویی خواهر پر شور و حرارت
ای راهنمای همه در نزد طبیبان برگو به کدامین روم از بهر طبابت
مادر نظری کن بنگر بر رخ زردم تا چند کشم ناله ز احوال شبانت
یا رب مددی کن دل رنجیده ما را باشم به دعا درگه تو بهر شفایت